به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ شبیر فیروزیان/// آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) زمانی در درس تفسیر شان می فرمودند، علت اینکه برخی عالمان دینی غیرشیعه در طول تاریخ سعی داشتند(با انواع روشهای کلامی، روایی، قرآنی و ...) اثبات کنند پیامبر اکرم(ص) در امور مربوط به اداره جامعه معصوم نبود و فقط در «دریافت و ابلاغ وحی» عصمت داشت، این بود که بتوانند اشتباهات فاحش حکمرانی حاکمان زمانه خودشان را براحتی توجیه کنند.
درواقع هدف از اثبات «عدم عصمت» پیامبر اکرم(ص) در حکمرانی، جلوگیری از «الگو» شدن روش حکمرانی ایشان بود.
زیرا وقتی سطح و تراز حکمرانی آنقدر نازل شد که حتی پیامبر(ص) هم در آن دچار اشتباهات فاحش می شود، دیگر از بقیه حاکمان چه انتظاری هست؟!
این روزها برخی رسانه های معلوم الحال، به بهانه یک روایت دروغ، دوباره شروع به تخریب شخصیت حضرت آیت الله رئیسی کرده اند؛ روایتی که سعی دارد از شهید رئیسی عزیز و بزرگوار، تصویر یک سیاستمدار کم سواد که حتی ابتدائیات اقتصاد و حکمرانی را نمی داند، بسازد.
این ماجرا، البته بخشی از یک پروژه کلان تر است و آن، جلوگیری از «الگو شدن» روش حکمرانی شهید رئیسی در اداره کشور است. نمی خواهند اشتباهی که درباره «شهید رجائی» مرتکب شدند را تکرار کنند. وقتی رئیسی «الگو» شود، کار برای دیگرانی که علی رغم عدم شایستگی و کفایت لازم به مسئولیت های مهم می رسند سخت می شود. اگر رئیسی «الگو» شود، دیگر نمی توانند «فاجعه حکمرانی» در دولت مورد حمایتشان را توجیه کنند. اگر رئیسی که سالها در سطوح بالای حکمرانی کشور بود و از زیر و بم امور کشور اطلاع داشت، «بی سواد» و «کارنابلد» معرفی شود، آنگاه از بقیه ای که این سوابق را ندارند، چه انتظاری می توان داشت؟ می خواهند بگویند سطح و تراز حکمرانی در جمهوری اسلامی همینی است که می بینید؛ چه رئیسی باشد و چه دیگران...
رئیسی و دولتش «معصوم» و «بی نقص» نبودند، ولی واقعیت غیرقابل انکار این است که او، تراز حکمرانی کشور را تا سطح بسیار خوبی بالا برده بود.
«معدل کارآمدی» دولت شهید رئیسی در عرصه های مختلف حکمرانی کشور بسیار بالا بود تا جائیکه رهبر شهید انقلاب ایشان را با شخصیت ممتازی همچون «امیرکبیر» مقایسه کرده بودند.
رئیسی، فهم کلان حکمرانی داشت؛ هرچند از کارشناسان مشورت می گرفت، ولی خودش هم «کارشناس» بود. اینگونه نبود که بگوید من نمی دانم، نمی فهمم، بلد نیستم و کارشناسان باید نظر دهند!
رئیسی می دانست چگونه مشکلات انباشته کشور در سالهای خسارت بار دولت روحانی را بدون «مذاکره با آمریکا» و بدون «برجام» و بدون «اف ای تی اف» حل کند.
رئیسی کوهی از «سعه صدر» بود که ابتدایی ترین «ابزار حکمرانی» است: «آلة الرئاسة، سعة الصدر»
او برای «حفظ آرامش مردم»، در برابر هجمه بی رحمانه «دوستان غافل»، «دشمنان عنود» و «منافقان حسود» سعه صدر فوق العاده ای داشت.
رئیسی، وحدت و وفاق را حول محور بیانات و مطالبات و خطوط قرمز امام شهید پیگیری می کرد، نه خطوط قرمز آمریکا و غرب!
او با اینکه میدانست چه چیزی را از دولت قبل تحویل گرفته، ولی هیچگاه در سخنانش، مشکلات کشور را فریاد نزد و مردم را ناامید و دشمن را امیدوار نکرد و پالس ضعف به دشمن نفرستاد؛ نگفت «ما گرسنه ایم»، «نفت نمی فروشیم»، «پول نداریم» و ... .
رئیسی «اصول» امامش را می دانست و «علی الأصول» تصمیم می گرفت.
برای فرار از عمل به دستور امامش، با الفاظ و کلمات بازی نمی کرد و دو پهلو حرف نمیزد؛ «اگر» و «اما» نمی آورد؛ اجازه نمیداد کار به «مصلحت سنجی» امام جامعه برسد و چیزی را به امامش «تحمیل» نمی کرد.
او همچون امام شهید، «مذاکره» را در تضاد با «مبارزه» می دانست، نه روشی از «مبارزه»! و به همین دلیل، وقتی در اولین مصاحبه مطبوعاتی پس از انتخابات ریاست جمهوری، صریح و قاطع مذاکره با آمریکا را نفی کرده بود، مورد تمجید رهبر انقلاب قرار گرفت.
او در دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور، اهل «مصلحت سنجی های سازشکارانه» نبود و شرایط اقتصادی کشور را بهانه ای برای عدم انجام عملیات تنبیهی علیه دشمن متجاوز(در عملیات وعده صادق) قرار نداد و دست نیروهای مسلح کشور را نبست!
آری! بزرگترین و مهمترین و راهبردی ترین خدمت رئیسی، «اثبات کارآمدی گفتمان انقلاب» در اداره کشور بود. هرچه بیشتر از رئیسی و خدماتش بگوئیم، درواقع کم مایگی و کارنابلدی جریان غربگرا در اداره کشور را فریاد زدهایم.
خلاصه آنکه کلان پروژه جریان غربگرا این است: «رئیسی نباید همچون رجائی الگو شود و نباید در عرصه حکمرانی کشور بازتولید شود.»
تخریب رئیسی، با وجود گذشت بیش از دوسال از شهادتش را باید در ذیل این طرح کلان بفهمیم و تحلیل کنیم.